معنی بعصوص
7 بازدید
[ بُ / بَ عَ ] (ع ص) لاغر و حقیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از متن اللغة) (اقرب الموارد). || (اِ) دُم. (از دزی ج ۱ ص ۱۰۰). || استخوان سرین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بعصوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر