معنی بعزقة
6 بازدید
[ بَ زَ قَ ] (ع مص) متفرق و پریشان کردن. لغة فی زعبقه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پریشان و متفرق کردن چیزی را. (از آنندراج) (منتهی الارب). پراکندن و متفرق کردن قوم یا چیزی را. (از اقرب الموارد): بعزق المال؛ پراکنده کردن آن. (از دزی ج ۱ ص ۱۰۰).
کلمات همقافیه با «بعزقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر