معنی بعبوص
5 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) بعبوص الخروف. گل محبت. گیاه محبت. علف محبت. اسلیح اسلیخ. خزام. خزام العطری. بلیحا. فاغیه. سلیخه. ورث. اسپرک. (از دزی ج ۱ ص ۹۸). و رجوع به فرهنگ فرانسه فارسی سعید نفیسی شود.
کلمات همقافیه با «بعبوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر