معنی بعبع
6 بازدید
[ بَ بَ ] (اِ صوت) بع. در تداول عامه آواز بَرَّه و گوسفند. و بز و بزغاله. رجوع به بع شود.[ بَ بَ ] (ع اِ) اول جوانی. || آواز ریختن آب از آوند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || آوایی شبیه آواز بوقلمون و یا غلغل بطری که شتر از خود برآرد. (دزی ج ۱ ص ۹۸).
کلمات همقافیه با «بعبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر