معنی بظماج
6 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) جامه ای که بر یکی از دو طرف آن خواب باشد یا جامه ای که بر میانهٔ آن خواب باشد و بر هر دو طرف آن علم و نقش باشد. (از منتهی الارب). قسمی از جامهٔ پُرزدار مانند مخمل و یا جامه ای که میان آن پرزدار و کناره های آن دارای نقش و نگار باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بظماج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر