معنی بظرة
7 بازدید
[ بَ رَ ] (ع اِ) زنی که در بغلش موی کم باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || حلقهٔ انگشتری بی کرمی. (کذا). (منتهی الارب) (آنندراج). حلقهٔ انگشتری بدون نگین. (ناظم الاطباء).[ بِ رَ ] (ع اِ) رایگان، و منه : ذهب دمه بظراً. (منتهی الارب). رایگان. (ناظم الاطباء).[ بُ رَ ] (ع اِ) تندی میان لب بالایین. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بظرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر