معنی بطیر
5 بازدید
[ بَ ] (ع ص) کفانیده و شکافته شده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مبطور. مشقوق. کفیده. || (اِ) پچشک ستور. (منتهی الارب). پزشک ستور. (ناظم الاطباء). دام پزشک.
کلمات همقافیه با «بطیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر