معنی بطغ
6 بازدید
[ بَ طَ ] (ع مص) آلوده شدن بنجاست. لغتی است فی بدغ، بطغ بالعذرة بطغاً. (ناظم الاطباء). آلوده شدن بعذره. (تاج المصادر بیهقی). بمعنی بدغ است. (منتهی الارب). و رجوع به بدغ شود. || مالیدن چیزی بر زمین. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || پای کشان بر زمین رفتن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بطغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طغ» برای سرودن شعر