معنی بطارقة
5 بازدید
[ بَ رِ قَ ] (ع اِ) جِ بِطریق. (ناظم الاطباء). جِ بطریق. سرهنگان روم. (مهذب الاسماء) (از آنندراج) (مفاتیح). بطریق ها. (فرهنگ نظام). بطریقان : امراء و بطارقهٔ روم هجوم نموده او را. [ طبار نوش را ] کشتند. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۱۶). و از بطارقه و اساقفه آن مقدار در ظل رایت او [ قیصر ] مجتمع گشته اند... (ایضاً همان کتاب ج ۲ ص ۴۸۷). و بعد از آن دختر ارمانوس را با پسر خود ملک ارسلان در سلک ازدواج منتظم گردانید و او را با عظمای بطارقه خلع فاخر پوشانید... (ایضاً همان کتاب ج ۲ ص ۴۸۹). و رجوع به الموسوعة و بطریق شود.
کلمات همقافیه با «بطارقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر