معنی بطارس
5 بازدید
[ بَ رِ ] (معرب، اِ) به یونانی نام دوایی است که آنرا سرخس نیز گویند و آن چوبکی باشد سیاه رنگ و چون بشکنند مغز آن فستقی بود کدو دانه را نافع است. (برهان) (از آنندراج). مأخوذ از یونانی یک قسم دارویی که در دفع کدو دانه بکار میبرند و سرخس نیز گویند. (ناظم الاطباء). بیونانی سرخس است. (فهرست مخزن الادویه). سرخس. (ترجمهٔ فرانسوی مفردات ابن بیطار) (اختیارات بدیعی نسخهٔ خطی لغت نامه) (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی). علف و گیاهی است که سرخس گویند. (شعوری ج ۱ ورق ۱۶۸). و رجوع به سرخس شود.
کلمات همقافیه با «بطارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر