معنی بضر
6 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) تلاق. لغتی است در بَظَر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). چوچوله. (یادداشت مؤلف). دِلّاغ. (یادداشت مؤلف).[ بِ ] (ع مص) ذهب دمه بِضراً مِضراً یعنی برایگان رفتن خون. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و رجوع به بضرة شود.
کلمات همقافیه با «بضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر