معنی بصورت
11 بازدید
[ بِ رَ ] (ق مرکب) صورةً. بظاهر. ظاهراً. ظاهر. برحسب ظاهر. علی الظاهر. پدید. برحسب صورت، مقابل بمعنی : دورم بصورت از در دولت سرای تو لیکن بجان و دل ز مقیمان حضرتم.حافظ. و رجوع به صورت، معنی، ظاهر شود.
کلمات همقافیه با «بصورت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر