معنی بصد رنگ شدن
9 بازدید
[ بِ صَ رَ شُ دَ ] (مص مرکب) متغیر شدن. بسبب خجلت و انفعال. مترادف رنگ دادن و رنگ گرفتن. (از آنندراج): تنها نشد از لعل تو عناب بصد رنگ در جام و سبو گشت می ناب بصد رنگ سالک یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بصد رنگ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر