معنی بشیر نشاندن
5 بازدید
[ بِ نِ دَ ] (مص مرکب) در ولایت رسم است که زهرداده و مارگزیده را در شیر می نشانند تا دفع سمیت کند. (آنندراج): گویا بیاد تو [ (کذا ظ: همه) ] شبهای ماهتاب مارم گزیده است و بشیرم نشانده است. (از آنندراج بی ذکر نام شاعر). آنکه بشیرم نشانده زهر عتابت غمزهٔ شیرین نمیشود شکرابش. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بشیر نشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر