معنی بشگر
5 بازدید
[ بِ گَ ] (اِ) بشگرد. رجوع به بشگرد شود.[ بِ گَ ] (اِ) بشگرد. رجوع به بشگرد شود.[ بِ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان مؤمن آباد بخش در میان شهرستان بیرجند. ۲۷۲ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، شلغم. شغل اهالی آن مالداری. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بشگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر