معنی بشکاری
4 بازدید
[ بَ ] (حامص) کشت و کار و زراعت را گویند. (برهان). کشت و زرع باشد. (سروری). کشتکاری و زراعت و فلاحت. (ناظم الاطباء). بمعنی کشت و کار باشد. (رشیدی) (انجمن آرا) (جهانگیری) (آنندراج). کشت و زراعت. (مؤید الفضلاء). رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۹۹ شود: چون شود وقت کشت بشکاری آب آن چشمه میشود جاری. شیخ آذری (از جهانگیری) (انجمن آرا) (رشیدی).
کلمات همقافیه با «بشکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر