معنی بشنوی
7 بازدید
[ بَ نَ ] (ص نسبی) طایفهٔ بزرگی از کردان که در نواحی جزیرهٔ ابن عمر ساکن باشند. رجوع به کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص ۱۸۵، ۱۹۰ و اللباب ص ۱۲۷ شود.[ ] (اِخ) حسین. از شاعران بود و در مذمت به دار آویختن جسد باذ (۳۷۳ هـ . ق.) اشعار عربی دارد. رجوع به کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص ۱۸۶ شود. مؤلف اللباب نام وی را ابوعبداللََّه حسین بن داود آورده و گوید او را دیوان مشهوری بود. رجوع به اللباب ص ۱۲۸ شود.
کلمات همقافیه با «بشنوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر