معنی بشنواندن
6 بازدید
[ بِ نَ وا دَ ] (مص) شنواندن. شنوانیدن : چشم احسان بی بصر مانده ست تا روزی کجا بشنواند کلک تو گوش مکارم را صریر. سنایی. رجوع به شنواندن شود.
کلمات همقافیه با «بشنواندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر