معنی بشر مریسی
3 بازدید
[ بِ رِ مَ ] (اِخ) فقیه، متکلم و از مرجئان بود و طایفهٔ مریسیه از مرجئه به وی منسوبند. نسبت وی بدروازهٔ مریس در بغداد است و در همانجا درگذشت. (از اعلام زرکلی). و رجوع به معجم الادباء ج ۱ ص ۱۷۷ س ۱۱ و عیون الاخبار ج ۲ و عقدالفرید ج ۲ و ج ۴ و غزالی نامه حاشیهٔ ص ۷۰ شود.
کلمات همقافیه با «بشر مریسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر