معنی بشرط
6 بازدید
[ بِ شَ ] (ق مرکب) با عهد و پیمان. (از ناظم الاطباء). || مشروط. - بشرط کارد خریدن، خربزه و هندوانه را؛ بشرط بریدن خریدن. رسم است که خربزه یا هندوانه را از جهت امتحان پختگی آن بشرط کارد میخرند و قاشی از وی تراشیده می گیرند و آن کنایه از کسی را بعد امتحان به آشنایی گرفتن است . (آنندراج). خریدن مشروط به خوبی و رسیدگی : بشرط کارد یوسف را زلیخا میخرد اول ترنج و تیغ را نازم که رنگین کرد سودا را. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بشرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر