معنی بشرشناس
6 بازدید
[ بَ شَ شِ ] (نف مرکب) شناسندهٔ بشر. واقف به حال بشر. بنا به اصطلاح جدید، مردم شناس .
کلمات همقافیه با «بشرشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر