معنی بشتی
5 بازدید
[ بُ شُ ] (ص نسبی) منسوب است به بشت که ناحیهٔ کثیرالخیری است در نیشابور. (از سمعانی). و رجوع به اللباب ص ۱۲۶ شود. || منسوب به بشت بادغیس هرات. (از معجم البلدان) (از اللباب ص ۱۲۶).[ بُ ] (اِخ) احمدبن صاحب بشتی منسوب به بشت بادغیس. وی از ابوعبداللََّه محالی حدیث کرد و ابوسعد مالینی از او روایت دارد. برادر وی محمدبن صاحب بشتی بادغیسی نیز از محدثان بود. (از معجم البلدان).[ بُ ] (اِخ) اسحاق بن ابراهیم... بشتی. (منسوب به بشت نیشابور) از قتیبةبن سعید و گروهی دیگر از محدثان روایت کرد و ابوجعفرمحمدبن هانی و گروهی از خراسانیان از وی روایت دارند. (از معجم البلدان). و رجوع به اللباب ص ۱۲۶ شود.[ بُ ] (اِخ) حسان بن مخلد بشتی منسوب به بشت نیشابور. وی از عبداللََّه بن یزید مقری و دیگران حدیث شنید و جعفربن محمدبن سوار و ابراهیم بن محمدبن مروزی از وی روایت کردند. بشتی بسال ۲۵۹ هـ . ق. درگذشت. (از معجم البلدان).[ بُ ] (اِخ) سعیدبن شاذان بن محمد نیشابوری. یا سعیدبن ابی سعید بشتی. وی از محمدبن رافع و دیگران روایت کرد و ابوالقاسم یعقوب از او روایت دارد. (از معجم البلدان).[ بَ شِ ] (ص نسبی) منسوب به بشیت که ضیعه ای است در فلسطین (از سمعانی). و رجوع به اللباب ص ۱۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «بشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر