معنی بشتلنگ
6 بازدید
[ بُ تَ لَ ] (ص) پشتلنگ. بشلنگ. پشلنگ . ناقص و معیوب. (جهانگیری). || هرزه و بی معنی. (جهانگیری بنقل انجمن آرا): در ملک تو بسنده نکردند بندگی نمرود پشه خورده و فرعون بشتلنگ. سوزنی (از جهانگیری و انجمن آرا). و رجوع به پشلنگ در همین لغت نامه و برهان و بشلنگ شود.
کلمات همقافیه با «بشتلنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر