معنی بشایستن
6 بازدید
[ بِ / بَ یِ تَ ] (مص) سزاوار بودن : از محمد نام و خلق خوش بتو میراث ماند گر بشایستی بماندی هم بتو پیغمبری.سوزنی. رجوع به شایستن شود.
کلمات همقافیه با «بشایستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر