معنی بس بس
5 بازدید
[ بُ بُ / بَ بَ / بِ بِ ] (ع اِ) کلمه ای است که بدان گوسفندان را خوانند و شتران را زجر کنند و ناقه را انس دهند برای دوشیدن شیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ بَ بَ ] (اِخ) ابن عمروجُهنی هم سوگند بنی ساعدةبن خزرج. (از الاصابة ج ۱ قسم اول ص ۱۸۶). یکی از انصار و صحابه است و در غزای بدر حضور داشته. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به منتهی الارب و الاستیعاب و امتاع الاسماع ص ۶۳، ۶۵، ۷۶ و بسبسة شود.
کلمات همقافیه با «بس بس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بس» برای سرودن شعر