معنی بسیطة

معنی بسیطة

7 بازدید
[ بَ طَ ] (ع ص، اِ) زمین. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). ارض. (اقرب الموارد). || زمین فراخ هموار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || ماده شتر با بچه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || مؤنث بسیط. رجوع به بسیط شود. || زن فراخ زبان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || خالص و بی آمیغ. (ناظم الاطباء). || در تداول منطق، بر نوعی قضیه اطلاق شود. خواجه نصیر آرد: قضیهٔ حملی را که جزوی از او لفظ معدول باشد معدولیه خوانند و آنچه هیچ در او لفظ معدول نبود محصله خوانند یا بسیطة. (اساس الاقتباس ص ۱۰۰). - اجرام بسیطه؛ افلاک. سماویات. (فرهنگ فارسی معین). - اجسام بسیطه؛ اجسام عنصری. (ناظم الاطباء). افلاک و کواکب و سماویات. (از فرهنگ علوم عقلی). - اعضاءِ (اعضای) بسیطه؛ اندامهای یکسان، چون خون و گوشت و رگ و استخوان و غضروف و مانند آن، مقابل اعضاءِ آلیه یا مرکبه، چون سر و گردن و دست و پای و غیره، مراد قلب و دماغ و کبد میباشد. (از فرهنگ علوم عقلی). - جوهر یا جواهر بسیطه؛ جزءِ لایتجزی و یا ذرات و جواهر فرد است. (از فرهنگ علوم عقلی). - حرکت بسیطه؛ حرکت مستدیر. حرکت دایره ای. - صور مجردهٔ بسیطه؛ صور مجرده حاصله از اشیاء نزد عقل و صور علمیهٔ اشیاء است در ذات حق. (از فرهنگ علوم عقلی).
[ بَ طَ ] (اِخ) جایگاهی است در شعر اخطل در وصف ابری بدین سان : و علا البسیطة والشقیق بریق فالضوج بین رویة و طحال و به قولی جایگاهی است میان کوفه و حزن بنی یربوع و به قولی سرزمینی است بین عذیب و قاع. (از معجم البلدان). و رجوع به ج ۱ همین کتاب ص ۱۸۴ شود.
[ بُ سَ طَ ] (اِخ) مصغراً، دهیست ببادیهٔ شام و آن را بَسیطة هم گویند. (منتهی الارب). تصغیر بسیطه، سرزمینی است در بادیه بین شام و عراق. (از معجم البلدان) (از ناظم الاطباء) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «بسیطة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید