معنی بسیجنده
6 بازدید
[ بَ جَ دَ / دِ ] (نف) بسیچنده. شخصی را گویند که استعداد و سامان کاری کند و آماده و مهیا سازد. (برهان). آماده و مهیا کننده (ناظم الاطباء). اسم فاعل است از بسیچیدن. یعنی حاضرشونده و حاضر کننده. (مجمع الفرس): چو شد هفته و کار شد ساخته بسیچنده از کار پرداخته.نظامی. بسیچنده در آب پیروزه رنگ بسیچید تا ماهی آرد بچنگ.نظامی. || کار سازکننده را نیز گویند. (برهان). آماده و آماده کننده. (ناظم الاطباء). || قصد و اراده کننده را گویند. (برهان). || پوشندهٔ ساز جنگ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بسیجنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر