معنی بسکاسی
6 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بسکاس از قرای بخارا. (سمعانی). رجوع به بسکاس شود.[ بَ ] (اِخ) ابواحمدنبهان بن اسحاق بن مقداس بسکاسی بخارایی وی از ربیع بن سلیمان حدیث شنید و بسال ۳۱۰ هـ . ق. درگذشت. (از معجم البلدان). و رجوع به لباب الانساب ص ۱۲۴ شود.
کلمات همقافیه با «بسکاسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر