معنی بسماللََّه الرحمنالرحیم
6 بازدید
[ بِ مِ لْ لا هِرْ رَ ما نِرْ رَ ] (ع جمله با حذف متعلق، اِ مرکب). به اسم اللََّه آغاز میکنم. بنام خدا. بنام خداوند بخشایندهٔ مهربان. بنام خداوند بخشایندهٔ بخشایشگر. جمله ای است مذهبی که در آغاز کارها برای دور کردن دیوان و شیاطین، برای تیمن و تبرک و برای اجرای مراسم مذهبی بکار برند. این جمله در اثر کثرت موارد استعمال مذهبی آن، بصورت یک کلمهٔ مرکب درآمده و در کتب مذهبی آن را بکلمهٔ «بسمله» تعبیر کرده اند همچنانکه جملهٔ «لاحول ولاقوة الا باللّه» را کلمهٔ «حوقله» خوانند، و جملهٔ «الحمدللََّه رب العالمین» را «حَمد لَه» گویند. و در تداول شعرای فارسی زبان جملهٔ «بسم اللََّه الرحمن الرحیم» بصورت یک اسم درآمده و مسندالیه قرار گرفته است و در بسیاری از مثنویهای داستانی فارسی جای یک مصراع را گرفته است : بسم اللََّه الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم.نظامی. مؤلف تذکرهٔ هفت آسمان ابیات زیر را از مثنویها یاد کرده است که در آن جملهٔ کامل بسم اللََّه الرحمن الرحیم آمده است : بسم اللََّه الرحمن الرحیم حرف نخست است ز نظم حکیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم گیسوی مشکین نگار قدیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم زلف گرهگیر عروس قدیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم گوهر یکدانهٔ درج قدیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم نغمهٔ مرغان ریاض نعیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم هست ز گلزار الهی شمیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم مخزن اسرار خدای کریم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم در غم و اندوه و مصیبت ندیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم غنچهٔ سربستهٔ راز حکیم. عاصم (از تذکرهٔ هفت آسمان ص ۱۷۰). بسم اللََّه الرحمن الرحیم مطلع انوار کلام قدیم. کامی (از تذکرهٔ هفت آسمان ص ۱۷۱). بسم اللََّه الرحمن الرحیم وسمهٔ ابروی عروس قدیم. وحدت (از تذکرهٔ هفت آسمان ص ۱۷۱). بسم اللََّه الرحمن الرحیم خال و خط شاهد نظم قدیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم مدّ تفاصیل حساب قدیم. بسم اللََّه الرحمن الرحیم حاصل هر چار کتاب قدیم. مولوی ذوالفقار علی (از تذکرهٔ هفت آسمان ص ۱۷۱).
کلمات همقافیه با «بسماللََّه الرحمنالرحیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر