معنی بسعی
4 بازدید
[ بِ سَ ] (ق مرکب) از بای اضافه + سعی، شتابان و بتعجیل. (ناظم الاطباء). || بزودی. (ناظم الاطباء). و رجوع به سعی شود.
کلمات همقافیه با «بسعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر