معنی بسطرما
5 بازدید
[ بَ طُ ] (ترکی، اِ) پاسطُرمَه. گوشت از استخوان جدا کرده، کوبیده و نمک زدهٔ خشک کرده در آفتاب. (دزی ج ۱ ص ۸۶).
کلمات همقافیه با «بسطرما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر