معنی بسطامی
6 بازدید
[ بَ / بِ ] (ص نسبی) منسوب به بسطام که نام مردیست. (سمعانی). و رجوع به لباب الانساب شود.[ بَ / بِ ] (ص نسبی) منسوب به بسطام که شهریست در قومس. (سمعانی) (ناظم الاطباء). رجوع به لباب الانساب شود.[ بَ ] (اِخ) ابن احمدبن بسطام منسوبست بسوی جد خود. (منتهی الارب).[ بَ ] (اِخ) (شیخ) ابویزید طیفوربن عیسی بن سروشان بسطامی. ابویزید بسطامی عارف از شهر بسطام است. (منتهی الارب). رجوع به ابویزید و طیفور و ریحانة الادب و تاریخ گزیده چ عکسی ۱۳۲۸ هـ . ق. چ ۱ لندن ص ۷۶۸، و سبک شناسی ج ۲ص ۱۸۵، و اعلام زرکلی و حبیب السیر ج ۲ و حکمت اشراق و مزدیسنا تألیف دکتر معین چ ۱ ص ۵۰۵ شود: بنده بسطامی است و بسیارست حرمت بایزید بسطامی. ابوالفتوح جاجرمی (از کتاب النقص ص ۹۶). سوی رندان قلندر، به ره آورد سفر دلق بسطامی و سجادهٔ طامات بریم.حافظ.[ بَ ] (اِخ) احمدبن امین الدین فقیه شافعی از اکابر فضلای عامه که در دیار نابلس مفتی شافعیه بوده و شرح اربعین نوویه و شرح قصیدهٔ برده و کتاب المناهج البسطامیة فی المواعظالسنیه از اوست و در ۱۱۵۷ هـ . ق. درگذشته است. (از ریحانةالادب).[ بَ ] (اِخ) احمدبن علی بن حامد. وی ملحد بود و امیر عادل غازی او را بگرفت. رجوع به کتاب النقض ص ۹۶ شود.[ بَ ] (اِخ) حسن بسطامی یا نظامی. مؤلف تاج المآثر در تاریخ. رجوع به سبک شناسی چ ۱ ج ۳ ص ۱۰۷ و حسن نظامی در همین لغت نامه، شود.[ بَ ] (اِخ) ابوعلی حسین بن عیسی بن حمران قومسی از محدثان بود. (از منتهی الارب) (از تاج العروس).[ بَ ] (اِخ) زین الدین عمر بسطامی از قضات حنفیان بود. وی بسال ۷۴۲ هـ . ق. پس از عزل حسام الدین حسن بن محمد غوری در مصر بمقام قضای حنفیان نایل آمد و در جمادی الاولی سال ۷۴۸ هـ . ق. از این مقام معزول شد. رجوع به حسن المحاضرة فی اخبار مصر والقاهرة ص ۱۱۰ شود.[ بَ ] (اِخ) (الشیخ الامام) عبدالرحمن بن محمدبن علی حنفی بسطامی. تولد وی به خراسانست و او را تصانیف بسیارست که از آن جمله اند: ۱ - منهاج التوسل که با کتاب جنان الجناس صلاح الدین صفدی در ۱۲۹۹ هـ . ق. در ۱۶۰ صفحه در چاپخانهٔ الجوائب به چاپ رسیده است. ۲ -شمس الآفاق علم الحروف والاوفاق. ۳ -کتاب الادویةالجامعة. وفات وی بسال ۸۵۸ هـ . ق. در روسا اتفاق افتاده است. (از معجم المطبوعات ص ۵۶۴، ۵۶۵)و رجوع به اعلام زرکلی و ریحانة الادب شود.[ بَ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن احمدبن یوسف بن عبدالرحمان بن یوسف بن محمدبن بسطام بسطامی نهروانی از محدثان بود. وی به سال ۴۱۷ هـ . ق. درگذشت. (از منتهی الارب) (از تاج العروس).[ بَ ] (اِخ) عمر پسر محمد محدث و از شهر بسطام بود. (منتهی الارب).[ بَ ] (اِخ) محمد پسر محمد محدث و از شهر بسطام بود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بسطامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر