معنی بسر کسی گردیدن
5 بازدید
[ بِ سَ رِ کَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) گردش گردیدن. مرادف گرد سر گردیدن. (آنندراج): تا آنکه میکشم ستمی را هزار بار گردم همان بسر صنمی را هزار بار. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بسر کسی گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر