معنی بسر درافتادن
4 بازدید
[ بِ سَ دَ اُ دَ ] (مص مرکب) به زمین افتادن. عَثر. (منتهی الارب). عثار. (منتهی الارب). عثیر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بسر درافتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر