معنی بسرشتن
6 بازدید
[ بِ سِ رِ تَ ] (مص) سرشته کردن یعنی خمیر کردن. (از مؤید الفضلاء). عجین کردن : همه نارسیده بتان طراز که بسرشتشان ایزد از شرم و ناز.فردوسی. و رجوع به سرشتن شود.
کلمات همقافیه با «بسرشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر