معنی بسراط
5 بازدید
[ بِ ] (اِخ) شهر تماسیح در مصر نزدیک دمیاط از کوره مهلیة. (از معجم البلدان). شهری نهنگ ناک نزدیک دمیاط. (ناظم الاطباء). و بدانجا نهنگ بسیار باشد. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «بسراط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر