معنی بست و بند
6 بازدید
[ بَ تُ بَ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) کنایه از استحکام و ضبط و ربط باشد. (برهان) (آنندراج). استحکام و ضبط. (رشیدی). ترتیب و انتظام و ضبط و ربط. (ناظم الاطباء). || قرارداد و ترتیب: با فلان در باب تجارت بست و بند کردم. (فرهنگ نظام). || بستن جلو آب و سیل آمده. مظفر کرمانی گفته : سیل از کهسار آمد با شتاب بست و بند پشته و پل شد خراب. (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بست و بند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر