معنی بستیهیدن
4 بازدید
[ بِ دَ ] (مص) با کسی بستیهیدن. (زوزنی). معانده. (زوزنی). رجوع به ستیهیدن و ستهیدن شود.
کلمات همقافیه با «بستیهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر