معنی بستی

معنی بستی

18 بازدید
[ بُ ] (ص نسبی) منسوبست به بست که شهریست از شهرهای کابل در بین هرات و غزنه و شهری بزرگ پر از اشجار و آبها است و جمعی از ائمهٔ حدیث از این شهر برخاسته اند. (از سمعانی). و رجوع به لباب الانساب شود. اهل بست. از مردم بست : ستی پس پشت، پشت بستی بستست پیش پشتی ستی بسی بنشستست. عنصری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۳۲۷). چه خانه ست این کزو گشت این گشن لشکر یکی هند و یکی سکزی یکی بستی. ناصرخسرو.
[ بُ ] (ص نسبی) باغبان و منسوب به باغ. (آنندراج). مخفف بستانی.
[ بُ ] (اِخ) ابوبکر عبداللََّه بن محمد بستی ملقب به کامل. وی از فاضل ترین قضات نیشابور و از جوانی بدان سمت منصوب بود و قضای نسا را نیز به عهده داشت و اشعار بسیار دارد. (از یتیمةالدهر ثعالبی ج ۴ ص ۳۰۳ و ۳۰۴).
[ بُ ] (اِخ) ابوحاتم محمدبن حبان بن احمدبن حبان تمیمی بستی، وی پیشوای عصر خویش بود. او را تصانیف ابتکاری بود. و به شهرهای مابین چاچ و اسکندریه سفر کرد و نزد ابوبکربن خزیمه در نیشابور فقه آموخت و در سمرقند و جز آن کار قضا را به عهده داشت و در شوال ۳۵۴ هـ . ق. در بست درگذشت. (از لباب الانساب). و رجوع به اعلام زرکلی ج ۱ و معجم البلدان: بست، و مرآت البلدان: بست، و ریحانةالادب و طبقات السبکی و طبقات المفسرین سیوطی چ افست کتابفروشی اسدی شود.
[ بُ ] (اِخ) ابوالفتح علی بن محمد بستی که شاعر و کاتبی بی نظیر و در صنعت تجنیس او را یدی طولا بوده و ابوعمران موسی بن محمدبن عمران طولقی در مدح ابوالفتح بستی گفته: اذا قیل ای الارض فی الناس زینة اجبنا و قلنا ابهج الارض بستها فلو اننی ادرکت یوماً عمیدها لزمت یدا لبستی دهراً و بستها. مؤلف گوید: ابن خلکان در وفیات الاعیان شرحی از نظم و نثر ابوالفتح بستی توصیف و بعضی از آن را ایراد کرده و گوید در اول دیوان نسبت او را اینطور نوشته دیدم: «انه ابوالفتح علی بن محمدبن الحسین بن یوسف بن محمدبن عبدالعزیز الکاتب الشاعر». و از مشاهیر ابیات بستی است: اذا حسست فی لفظی فتورا وحفظی والبلاغة والبیان فلا ترتب بفهمی ان رقصی علی مقدار ایقاع الزمان. (از مرآت البلدان ج ۱: بست). و رجوع به لباب الالباب و معجم البلدان و الذریعه ج ۹ و ریحانة الادب و معجم المطبوعات و یتیمةالدهر ثعالبی ج ۴ ص ۲۰۴ و تاریخ گزیده و تتمهٔ صوان الحکمه و اعلام زرکلی و ابوالفتح بستی شود.
[ بُ ] (اِخ) ابوسلیمان احمد یا حمدبن محمدبن ابراهیم خطابی متوفی بسال ۳۸۸ هـ . ق. او راست کتاب معالم السنن و غریب الحدیث و جز آنها. وی پیشوای عصر خویش بود. (از لباب الانساب). و رجوع به مرآت البلدان ج ۱: بست و معجم البلدان، و ابوسلیمان احمد یا حمد شود.
[ بُ ] (اِخ) اسحاق بن ابراهیم بن اسماعیل ابومحمد قاضی بستی وی از هشام بن عمار و هشام بن خالد ازرق و قتیبةبن سعید حدیث شنید. و ابوجعفر محمدبن حیان و ابوحاتم احمدبن عبداللََّه بن سهل بن هشام بستی و جز ایشان از وی روایت کرده اند و بسال ۳۰۷ هـ . ق. درگذشت. (معجم البلدان: بست).
[ بُ ] (اِخ) شمس الدین حاجی بحه(؟)از مردم بست و از افاضل عراق بود طبعی لطیف و سخنی عالی داشت و نظم و نثر وی را ملکه بود و هنگام آزمودن آنچه به نثر گفته بود بنظم بیان میکرد از لطایف اشعار وی این رباعیست: گویند ز زر ترا بود خرسندی خرسند شوی چون دل ازو برکندی زر کندهٔ کان و بیوفای دهرست بر کندهٔ بی وفا چرا دل بندی. و این بیت نیز از اوست: گر هیچ به سیب زنخش بازرسی باری بررس که نرخ شفتالو چیست؟ (از لباب الالباب چ ۱۳۲۴ هـ . ق. لیدن ج ۱ ص ۳۸۷).
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به کلمهٔ بست (معرب پست) و شاید این کلمه بمعنی کوتاه قامت است که بزبان فارسی پست میگویند. (از لباب الانساب).
[ بَ ] (اِخ) ابونصر احمدبن محمدبن زیاد زراد بستی دهقان. معروف به ابن ابی سعید از مردم سمرقند. وی محدث بود و ابوسعید ادریسی از وی حدیث نوشت. (از لباب الانساب). و رجوع به بستی، صفت نسبی شود.
[ بَ ] (ص نسبی) آنکه به بست نشسته است: شاه بستی ها را از حرم حضرت معصومه (س) بیرون کشید. متحصن.

کلمات هم‌قافیه با «بستی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید