معنی بستور
8 بازدید
[ بَ ] (اِخ) در اوستا بست وایری . نام پسر زریر (برادر گشتاسب) این نام در کتب فارسی مانند شاهنامه به نستور تصحیف شده. (مزدیسنا ص ۲۵۲ و صفحات بعد و حاشیهٔ برهان چ معین ص ۲۷۸). نام پهلوان ایرانی و پسر خسروپرویز که بلفظ نستور تحریف شده از «وستاورو، وستور، بستور» اوستایی. (فرهنگ شاهنامهٔ شفق ص ۵۴). رجوع به سبک شناسی ج ۱ ص ۳۱۳ و فرهنگ ایران باستان ص ۲۶۰ شود.
کلمات همقافیه با «بستور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر