معنی بستهرحم
5 بازدید
[ بَ تَ / تِ رَ حِ ] (ص مرکب) زنی را گویند که هرگز نزاید و او را به عربی عقیمه خوانند. (برهان). یعنی عورتی عقیمه. آنکه از زادن باز مانده بود. (شرفنامهٔ منیری). عقیم. (رشیدی). کنایه از عقیم و نازاد. (آنندراج) (مجموعه مترادفات ص ۲۴۹). زن عقیم را گویند. (سروری). و رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۷۸ شود: ای در نظر جود تو بیقدر درم وز زادن شبه تو جهان بسته رحم. رکن الدین مکرانی (از آنندراج، سروری و شعوری).
کلمات همقافیه با «بستهرحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر