معنی بستنگاه
6 بازدید
[ بَ تَ ] (اِ مرکب) آنجای که کشتی لنگر می اندازد. (ناظم الاطباء). لنگرگاه. (ناظم الاطباء). جای بستن.
کلمات همقافیه با «بستنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر