معنی بستانی

معنی بستانی

5 بازدید
[ بُ ] (ص نسبی) بوستانی. منسوب به بستان. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || باغبان. (ناظم الاطباء). || اهلی، مقابل وحشی و بری و صحرایی: خشخاش بستانی؛ خشخاش ابیض، خشخاش سپید. کرفس بستانی.
[ بُ ] (اِخ) اگوستین (کشیش) او راست: الکواکب السیار که آن را به سال ۱۹۰۶ م. در ۳۱۲ ص به چاپ رسانیده است. رجوع به معجم المطبوعات شود.
[ بُ ] (اِخ) امین (وکیل دادگستری). او راست: مختارات، مشتمل بر رسایل و فصول دربارهٔ اجتماع و قانون و قضا و ادب و سیاست چ مطبعهٔ الهلال ۱۹۱۹ م. در ۲۴۸ ص. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) بطرس، معلم (۱۸۱۹ - ۱۸۸۷ م.) معلم بطرس بن بولس بن عبداللََّه بن کرم بن شدیدبن ابی شدیدبن محفوظ بستانی از قریهٔ دبیه از اقلیم خروب جبل لبنان. تحصیلات خود را در مدرسهٔ عین ورقه (که مدرسهٔ بنامی است در لبنان) به پایان آورد و سپس مدتی در آنجا بتدریس پرداخت و بعد به بیروت شد و با مبلغان پروتستانی رفت و آمد کرد و از مذهب ایشان پیروی میکرد. در مدرسهٔ عبیه که دکتر واندیک آن را تأسیس کرده بود بتدریس پرداخت دوباره به بیروت بازگشت و بسمت ترجمان کنسول امریکا انتخاب شد. و شروع به تألیف و وعظ و خطابه کرد و با عالی سمیت و دکتر واندیک در ترجمهٔ تورات همکاری کرد. سپس به تألیف قاموس معروف خویش محیطالمحیط پرداخت و در زمرهٔ نام آوران بشمار آمد و بسال ۱۸۶۳ م. در بیروت بتأسیس مدرسهٔ ملی پرداخت که از دیگر نواحی شام و مصر و اسلامبول و یونان و عراق دانشجویان بدان روی آوردند. آنگاه در آغاز سال ۱۸۷۰ م. مجلهٔ الجنان را که حاوی مقالات مهمی بود دایر کرد. و سپس روزنامهٔ الجنه را منتشر ساخت و فرزندش سلیم در ادارهٔ امور مدرسه و انتشار دو مجله وی را یاری میکرد وی را تألیفات سودمندیست که در دیگر نواحی دنیا معروف است بویژه دایرة المعارف وی، و آن کتاب مهمی است که پس از به پایان رساندن محیطالمحیط به فکر تدوین آن افتاد. سپس نمونه هایی از آن را بنزد خدیو مصر، اسماعیل فرستاد و خدیو برای تألیف و چاپ و انتشار این اثر وی را کمک کرد و حکومت مصر نیز برای کمک بچاپ و انتشار کتاب مزبور بر آن شد تا هزار نسخه از آن را بخرد و ضمناً کتابخانه ای حاوی کتابهای مفید در اختیارش گذاشت. مؤلف نمونه ای از فضل و اجتهاد و استادی و ثبات و کوشش در راه دانش بود و در بیروت بسال ۱۸۸۷ م. به مرض سکته درگذشت و خطبا و شعرا در رثاء وی مقالات و اشعار زیادی منتشر ساختند. آثارش عبارتند از: ۱- آداب العرب در خطبه، چ بیروت ۱۸۵۹ م. ۲- تاریخ ناپلئون اول امپراتور فرانسه چ بیروت ۱۸۶۸ م. در ۴۳۵ ص. ۳- دایرةالمعارف، که نخستین دایرةالمعارف علمی است، در هشت جزء: جزء اول، الف -ابوالاملاک چ ۱۸۷۶ م. در ۷۹۲ ص. جزء دوم، ابوامیة -ارجوان چ ۱۸۷۷ م. در ۸۰۰ ص. جزء سوم، ارحوب - اغمنت چ ۱۸۷۸ م. در ۸۰۰ ص. جزء چهارم چ اغمید -ایونا چ ۱۸۸۱ م. در ۸۰۶ ص. جزء پنجم، ایوب -بیوس چ ۱۸۸۲ م. در ۷۸۴ ص. جزء ششم، تأبط شراً -حرب. چ ۱۸۸۲ م. در ۷۸۴ ص. که پسرش سلیم آن را بپایان آورد. جزء هفتم، حرب بن ابیه - دمتسق چ ۱۸۸۳ م. در ۷۷۰ ص. جزء هشتم. دمسیس -روستجق چ ۱۸۸۴ م. در ۷۶۴ ص. سپس مجلدات ۹ تا ۱۱ را نجیب و امین بستانی به کمک سلیمان افندی بستانی بپایان رسانیدند. جزء نهم، رسول -سلیک چ ۱۸۸۷ م. در ۷۶۲ ص. جزء دهم، سلیسکون - صلاح الدین چ ۱۸۹۸ م. در ۷۵۹ ص. جزء یازدهم، الصلبة -عثمانیة چ ۱۹۰۰ م. در ۷۵۵ ص. ۴- روضةالتجار فی مبادی مسلک الدفاتر چ بیروت ۱۸۵۱ م. ۵- قصه روبنسون کروزن ترجمه به عربی از زبان انگلیسی چ بیروت . ۶- قطرالمحیط که مختصر محیطالمحیط است. جزء ۲ چ بیروت ۱۸۶۷ -۱۸۷۱ م. ۷- کشف الحجاب فی علم الحساب، چ بیروت ۱۸۴۸ م. ۳۱۷ ص و چ ۱۸۸۷ م. در ۴۱۴ ص. ۸- الکوثر، اعلانی است برای کتاب دائرةالمعارف بمنظور اینکه کتاب را بدین نام بخوانند. چ بیروت ۱۸۷۴ م. در ۱۴ ص. ۹- محیط المحیط، در آغاز متذکر میشود مشتمل است بر لغاتی که در محیط فیروزآبادی آمده باضافهٔ لغات بسیاری که آوردن آنها بر وی دشوار بوده است. فراغ از تألیف ۱۸۶۹ م. جزء ۲ چ بیروت ۱۸۷۰ م. ۱۰- مصباح الطالب فی بحث المطالب، شرحی است بر بحث المطالب مطران جرمانوس فرحات. چ بیروت ۱۸۵۴ م. در ۴۲۵ ص. ۱۱- مفتاح المصباح در صرف و نحو، چ بیروت ۱۸۶۸ م. در ۳۱۶ ص و آن را برای مبتدیان مختصر کرده است. چ ۱۸۶۲ م. در ۱۴۴ ص. ۱۲- الهیئةالاجتماعیة و المقابلة بین العوائدالعربیة و الافرنجیة، چ بیروت ۱۸۶۴ م. در ۴۲ ص. (از معجم المطبوعات). و رجوع به اعلام زرکلی، ریحانة الادب و النقود ص ۲۵ شود.
[ بُ ] (اِخ) خوری، بطرس. لبنانی مارونی مقیم بیروت، متولد بسال ۱۸۷۹ م. و شاگرد مدرسهٔ عین ورقه. او راست: ۱ - آداب المراسلة، برای شاگردان مدارس چ بیروت ۱۹۱۲ م. در ۱۷۴ ص. ۲ -الرسائل العصریه، مجموعه ای است از نامه ها در موضوعهای عادی در فن ترسل. چ بیروت ۱۹۱۰ م. در ۳۴۴ ص. ۳ -روایة داودالملک. چ بیروت ۱۹۰۶م. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) سعید افندی متوفی ۱۹۰۱ م. او راست: روایة ذات الخدر، که در آن آداب و رسوم مصریان را بشیوهٔ لطیفی مجسم ساخته است چ اسکندریه ۱۸۸۴ م. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) سلیم. (۱۸۴۸ -۱۸۸۴ م.) نخستین فرزند بطرس بستانی است. وی در دهکدهٔ عبیه متولد شد و علوم عربی را نزد شیخ ناصیف یازجی آموخت و زبانهای ترکی و انگلیسی و فرانسوی را نزد مشهورترین استادان فراگرفت، در سال ۱۸۶۲ م. به سمت ترجمان کنسول ممالک متحده تعیین شد و در کارهای ادبی پدر خود را یاری میکرد بویژه در ادارهٔ امور مدرسهٔ ملی و نیز در تنظیم دائرة المعارف و نوشتن مقالات مهم در مجلهٔ الجنان یار و مددکار وی بود. سپس بشخصه انتشار دو روزنامه، الجنة و الجنان را بعهده گرفت و تعداد بیشماری داستان نوشت. وی به اخلاق خوش و هوش سرشار و علو همت و شهامت نفس و حسن نیت شهرت یافت و به بیماری سکته در دهکدهٔ بوراج در لبنان درگذشت و جنازه اش را تا بیروت مشایعت کردند. او راست: ۱ -تاریخ فرنساالحدیث، متضمن تاریخ امپراتوری ناپلئون اول تا وفات وی بهمکاری شیخ خطارالدحداح، چ بیروت ۱۸۸۴ م. در ۱۰۴۰ ص. ۲ -تاریخ ناپلئون بوتابرت فی مصر و سوریا، بنقل از تاریخ فرنساالحدیث چ مطبعهٔ غرزوزی اسکندریه ۱۹۱۴ م. در ۲۰۰ ص. (از معجم المطبوعات). و رجوع به الاعلام زرکلی شود.
[ بُ ] (اِخ) سلیمان بن خطاربن سلوم نادر بسال ۱۸۵۶ م. در دهکدهٔ بکشتین لبنان متولد شد و بسال ۱۹۲۵ م. درگذشت وی عضو مجلس اعیان قسطنطنیه و بازرس ادارهٔ کل کار بوده. او راست: ۱ -الیاذه، هومیروس، (ایلیاد همر) به نظم عربی با شرح تاریخی و ادبی و مقدمه ای دربارهٔ شعر و شعرا و ادبیات یونان و عرب چ مطبعةالهلال ۱۹۰۴ م. در ۱۲۶۰ ص. ۲ -عبری و ذکری، یا تاریخ الدولةالعثمانیة قبل از مشروطه و بعد از آن چ مطبعةالاخبار ۱۹۰۸ م. در ۲۰۴ ص. (از معجم المطبوعات). و رجوع به اعلام زرکلی شود.
[ بُ ] (اِخ) عبداللََّه وی استاد لغت عرب در مدرسهٔ بطریرکیة و مدرسهٔ حکمت بیروت بوده. او راست: ۱ -خطاب فی التاریخ العام تألیف بوسویه فرانسوی که آن را بهمکاری شاکرعون ترجمه کرده است. چ بیروت ۱۸۸۲ م. در ۳۳۶ ص. ۲ -کتاب النحو، که جزو دوم از کتاب بحث المطالب تألیف مطران جرمانوس فرحات است با اضافاتی بر آن چ. عبدا (لبنان) ۱۹۰۰ م. در ۲۹۹ ص. ۳ -تصحیح کتاب الاقتضاب فی ادب الکتاب تألیف ابن سید بطلیوسی. ۴ - البستان، و آن کتاب لغتی است در دو مجلد بزرگ که مجلد اول آن بسال ۱۹۲۷ م. منتشر شده است. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) میخائیل عید. وی رئیس یکی از محاکم لبنان بوده. او راست: مرجع الطلاب، کتابی است در فقه که در آن مسائل مربوط به معاملات شرعی و فتاوی مشهور را آورده است. چ مطبعهٔ علمیة بیروت ۱۹۱۴ م. در ۷۱۷ ص. (از معجم المطبوعات). و رجوع به اعلام زرکلی شود.
[ بُ ] (اِخ) نجیب. وی سومین پسر معلم بطرس بستانی و متولد در بیروت بوده. علوم ادب را نزد پدر و مادر خود آموخت و مقالات سیاسی در روزنامهٔ الجنه و الجنان نوشت سپس در قاهره به وکالت دادگستری پرداخت. او راست: ذکری و مشاهدات فی الاستانه اسلامبول، چ مصر ۱۹۱۴ م. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) ودیع. وی از دانشکدهٔ آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شد. او راست: ۱ -البستانی که ترجمهٔ منتخبی از مجموعهٔ اشعار عشقی نابغهٔ معاصر هند «رابند رانات تاگور» است. ۲ -ثمرةالحیاة، تألیف لرد اوبری از علمای انگلیس که از متن فرانسوی به عربی درآورده است. چ مصر ۱۹۱۰ م. ۳ -رباعیات عمرالخیام؛ از نوابغ شعرای ایران که از روی ترجمهٔ فیتز جرالد انگلیسی با مقابله با ترجمهٔ هونیولد نیکلا و کارنرو مکارنی به شعر عربی (هفت مصراعی) درآورده است. چ مطبعهٔ الآداب ۱۹۱۲ م. در ۱۴۲ ص. ۴ -السعادةوالسلام، تألیف لرد اوبری انگلیسی که به عربی درآورده است، چ مطبعةالمعارف ۱۹۱۰ م. ۵ -مسرآت الحیاه، تألیف لرد اوبری انگلیسی ترجمه به عربی چ مصر در ۲۰۵ ص. این کتاب کرت دیگر بقلم خلیل بک ثابت ترجمه شده است. ۶ - محاسن الطبیعة و عجائب الکون تألیف لرد اوبری انگلیسی ترجمه به عربی چ مصر ۱۹۱۳ م. ۷ -معنی الحیاة ترجمه از متن انگلیسی چ مصر ۱۹۱۰ م. در ۱۵۰ ص. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) یوسف افرام، از نویسندگان روزنامهٔ مصر است. او راست: تاریخ حرب البلقان الاولی و الحرب البلقانیة الثانیة (تاریخ جنگ اول و دوم بالکان) جزء اول دارای چهل تصویر و دو نقشهٔ جغرافی است چ مطبعةالهلال ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ م. (از معجم المطبوعات).
[ بُ ] (اِخ) یوسف بن عبدالخالق بستانی از روات حدیث است. (منتهی الارب).
[ بُ ] (اِخ) یوسف توما، از مردم لبنان بوده و در قاهره کتابفروشی داشته است. او راست: ۱ -امثال الغرب و الشرق، مکرر در مصر بچاپ رسیده است. ۲ -روض الجنان فی تاریخ جبل لبنان. کتاب مختصریست و در اسکندریه بسال ۱۹۰۸ م. در ۱۶۰ ص به چاپ رسیده است. (از معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «بستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید