معنی بستان‌آباد

معنی بستان‌آباد

6 بازدید
[ بُ ] (اِخ) یکی از بخشهای ششگانهٔ مرکزی تبریز استان سوم آذربایجان و محدود است: از شمال به بخش ورزقان از شهرستان اهر از جنوب به بخش سراسکند، از خاور به بخش آلان براغوش و بخش مرکزی شهرستان سراب و از باختر بشهرستان اسکو. تغییرات جوی این بخش در تابستان بعلاوهٔ ۳۰ تا ۳۵ و حداقل آن در زمستان منهای ۱۷ تا ۱۸ درجه می باشد. هوای این بخش سرد و سالم و آبش از چشمه سارها و قنوات و رودخانه های محلی به اسم رودشهری در دهستان عباسی و رود اوجان در اوجان و بارنج چای در دهستان سهندآباد تأمین میشود. مقدار باران سالیانه به ۳۲۰ میلیمتر میرسد. گردنهٔ شبلی بارتفاع ۱۶۵۴ گز که شوسهٔ تبریز و تهران از آن میگذرد در دهستان مهران رود این بخش و کوه سهند بارتفاع ۳۷۰۰ گز در جنوب این بخش واقع است. محصول عمده اش غلات، میوه، صیفی، سبزی و درخت تبریزی میباشد. این بخش از چهار دهستان بشرح زیر تشکیل میشود: دهستان پارچه آبادی جمعیت (نفر) اوجان ۴۳ ۱۷۷۰۲ عباسی ۴۴ ۱۷۹۴۳ سهندآباد ۴۰ ۱۹۹۴۹ مهرانرود ۶۴ ۴۰۲۵۹ جمع کل ۱۹۱ ۹۵۴۰۳ قراء مهم آن عبارتند از: لیقوان، بستان آباد، تکمه داش، قبچاق، شنگول آباد، کلوانق، آلانق، بخشایش، کردکندی، باشسیز، حاجی آقا، قره بابا و انباردان. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوجان بخش بستان آباد شهرستان تبریز در مسیر شوسهٔ تبریز، سراب، میانه، قرار دارد. مختصات جغرافیایی آن: طول ۴۶ درجه و ۵۰ دقیقه و ۴۰ثانیه. عرض ۳۷ درجه و ۵۰ دقیقه و ۱۵ ثانیه. ارتفاعش ۱۶۷۹ گز و اختلاف ساعت آن با طهران ۱۸ دقیقه و ۱۶ ثانیه می باشد. منطقه ای است کوهستانی سردسیر با ۱۰۰۷ تن سکنه. آبش از رودخانهٔ اوجان و محصول آنجا غلات، سیب زمینی، شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش شوسه است. دارای بخشداری، کشاورزی، ژاندارمری، پست، بهداری و دبستان می باشد. چهار باب مهمانخانه و سی باب مغازه و هفت قهوه خانه دارد. در دو محل متصل بهم بنام بستان آباد بالا و پایین معروف و سکنه بستان آباد بالا ۴۵۹ تن و مرکز بخش است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «بستان‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید