معنی بسایط
5 بازدید
[ بَ یِ ] (ع اِ) بسائط. جِ بسیطه. مقابل مرکبات. امهات. چیزهای مفرد بدون ترکیب. عناصر اربعه. (فرهنگ نظام). چیزهای مفرد بدون ترکیب: قدما عناصر اربعه را از بسایط بشمار می آوردند. (فرهنگ فارسی معین). || ادویهٔ مفرده. گیاهان طبی. (فرهنگ فارسی معین). || اصطلاح منطقی، قضیه های بسیطه.
کلمات همقافیه با «بسایط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر