معنی بزیون
6 بازدید
[ بُ زْ ] (اِ) یک نوع پارچهٔ گلابتون دوزی و زربفت و کیمخواب. (ناظم الاطباء). نوعی از ابریشم نفیس. (آنندراج). سندس. دیبا. و احتمال دارد معرب پرنون باشد. (یادداشت بخط دهخدا).[ بِ زْ یَ / یُو ] (اِ) همان بُزیون است. رجوع به بزیون شود.
کلمات همقافیه با «بزیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر