معنی بزگوش
5 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب) در میان دره، سیاه بن را گویند.[ بُ ] (اِخ) یکی از کوههای آذربایجان. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص ۲۴ شود.[ بُ ] (اِخ) از اشعار شاهنامه برمی آید که محلی بوده است : ز بزگوش تا شهر مازندران رهی زشت و فرسنگهای گران.فردوسی. ز بزگوش و سگسار و مازندران کس آریم با گرزهای گران.فردوسی. وز آن روی بزگوش تا نرم پای چو فرسنگ سیصد کشیده سرای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بزگوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر