معنی بزپشم
7 بازدید
[ بُ پَ ] (اِ مرکب) مقابل بزموی است که بعربی شِعار گویند. بزوشم. مرعز. مرعزا. مرعزاء. مرعزی. (یادداشت بخط دهخدا): ما له سبد و لا لبد؛ نیست او را بزموی و بزپشم. (مهذب الاسماء از یادداشت دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزپشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر