معنی بزوالک
5 بازدید
[ بُ زْ لَ ] (اِ مرکب) (از: بز، جدی + والک، صورتی از برگ) نام درخت شیردار است در میاندره و گرگان. (یادداشت بخط دهخدا). شیردار. گونه ایست از درخت که تقریباً در تمام جنگلهای شمال از جلگه تا ییلاق می روید، و در گرگان آنرا بزوالک و بزبرگ گویند. (از جنگل شناسی ج ۲ ص ۲۰۷).
کلمات همقافیه با «بزوالک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر