معنی بزهمند شدن
6 بازدید
[ بَ زَ / زِ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) عنت. حنث. اثم. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی) (تاج المصادر بیهقی). گناهکار گشتن. تحرج. (یادداشت بخط دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزهمند شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر